قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

407

تاريخ الفي ( فارسى )

است كه « صراط علىّ حق نمسكه » يعنى : راه على حقّ است ما او را مىگيريم . و به مقتضاى إنّ للّه فى أيّام كلّ دهركم نفحات الا فتعرّضو الها يعنى : خداى سبحانه و تعالى را در هرزمانى نسائم الطاف است ، پس به آگاهى آن لطايف را دريابيد و از آن لطايف مستفيض شويد . اين فقير بىبضاعت در اسم شريف خليفهء زمان ظلّ اللّهى با اسم شريف حضرت جنّت آشيانى ، عليّين مكانى تأمّل نموده مركب ساخته به اين عبارت كه جلال الدّين محمّد [ اكبر ] بن همايون پادشاه « 1 » ملاحظه نمود بعد از حذف مكررّات باقى به همين عدد دوازده ماندند به طريق ح ل ا د ى ن م ح ب و ه ش عبارتى كه از اين حروف بيرون مىآيد اين است كه « وشاح محمده نبيل » يعنى : پيرايهء بزرگى او عظيم است . و اين بشارتى است غيبى و اشارتى است لا ريبى به آنكه حضرت حقّ سبحانه و تعالى به سابقهء عنايت ازلى خود در طينت اين دودمان عظيم الشأن دولت و كامرانى و سلطنت و كشورستانى الى انقراض العالم مخمر ساخته . و الحمد للّه على ذلك اميد از واقفان بر اين مقال آنكه به حكم لا تنظر إلى من قال و انظر إلى ما قال ، يعنى : نگاه مكن به قائل لكن ملاحظهء قول نماى ، از روى انصاف اين نفحهء الهى را به عين قبول تلقّى نمايند نه از روى اعتساف در مقام عيب‌جويى درآيند ؛ چنانچه خداى سبحانه در كلام خود مىفرمايد فَبَشِّرْ عِبادِ ، الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ « 2 » يعنى : بشارت [ ده ] از بندگان من يا رسول اللّه كسانى را كه هرگاه سخنى از كسى مىشنوند پيروى بهترين وجوه او نمايند نه آنكه حمل بر أقبح وجه كنند . و در مقصد اقصى آورده كه چون امير المؤمنين به رقّه رسيد اهل رقّه به‌واسطهء آنكه هواخواه امير المؤمنين عثمان و دوستدار معاوية بن ابى سفيان بودند بر امير المؤمنين على عاصى شدند « 3 » و كشتيها از امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، را بازداشتند تا پل نسازد . امير المؤمنين مالك اشتر را در آن مكان بگذاشت و خود به موضعى ديگر رفت تا بگذرد . « 4 » اشتر به ايشان گفت : اگر كشتيها را به من تسليم ننماييد بنياد شما بكلّى براندازم . آن قوم بترسيدند و كشتيها را دادند . از آن كشتيها پل ساخت و امير المؤمنين به آن موضع بازگشت و از آن معبر بگذشت . و در تاريخ ابن اعثم كوفى و حبيب السّير مذكور است كه چون امير المؤمنين على ،

--> ( 1 ) . جلال الدّين محمّد اكبرشاه ، سوم پادشاه گوركانيان هند ، كه كتاب حاضر در زمان او و به دستور او تأليف شده است . ( 2 ) . زمر ، 17 - 18 . ( 3 ) . فرماندار رقّه در اين زمان سماك بن مخرمهء اسدى بود كه قبلا همراه صد نفر از على ( ع ) جدا شده بود . ( 4 ) . موضعى كه على ( ع ) جهت گذر از رقّه انتخاب كرده بود پل منبج بود واقع در فاصله‌اى دور تر .